فهرست محتوا
شخصیت شناسی یا روانشناسی شخصیت یکی از شاخههای پرطرفدار روانشناسی است. ممکن است در زندگی روزمره با سوالاتی مثل اینها مواجه شده باشید: چرا همیشه طبق ارزشهای خود رفتار نمیکنیم؟ آیا رفتار یک فرد به دلیل شخصیت او است یا تأثیر محیط اطرافش؟ با مطالعه روانشناسی شخصیت، میتوان به این سوالات پاسخ داد و راهحلهایی برای مشکلات پیدا کرد.
برای شناخت بهتر شخصیت خود و حل مشکلات شخصیتی، بهتر است با یک روانشناس باتجربه مشاوره کنید. روانشناس با استفاده از روشهای مختلف، شخصیت شما را بررسی کرده و ریشه مشکلات را پیدا میکند. برای پیدا کردن روانشناس خوب، میتوانید به سایت دکترخوب مراجعه کنید و از مشاوره آنلاین یا تلفنی استفاده کنید.
کلمه “شخصیت” در انگلیسی “Personality” نامیده میشود. این کلمه از واژه لاتین “پرسونا” گرفته شده که به ماسکهایی اشاره دارد که در تئاتر استفاده میشدند. بازیگران از این ماسکها برای نشان دادن نقشهای مختلف یا پنهان کردن هویت خود استفاده میکردند. در سادهترین تعریف، شخصیت مجموعهای از افکار، احساسات و رفتارهایی است که فرد را منحصربهفرد میکند. شخصیت از درون فرد شکل میگیرد و در طول زندگی تقریباً ثابت میماند.
شخصیت شامل تمام افکار، رفتارها و نگرشهای اجتماعی است که بر دیدگاه ما نسبت به خودمان و همچنین باور ما درباره دیگران و دنیای اطرافمان تأثیر میگذارد.
روانشناسان و محققان سالها است که شخصیت انسان را با روشهای مختلف بررسی کردهاند. آنها از آزمایشها و تحقیقات بالینی استفاده کردهاند و نظریههایی درباره شخصیت ارائه دادهاند. روانشناسان برای شناخت شخصیت افراد از این روشها و الگوهای مختلف بهره میگیرند تا به نتایج دقیقتری برسند.
شخصیت شناسی به روانشناس کمک میکند تا واکنش فرد را در شرایط خاص پیشبینی کند. همچنین اطلاعاتی درباره علاقهها و ارزشهای شخص به دست میآورد.
برای درک بهتر نحوه مطالعه شخصیت انسان توسط محققان و روانشناسان، بیایید به روشهای مختلفی که استفاده میکنند نگاهی بیندازیم. هر کدام از این روشها مزایا و محدودیتهای خود را دارند:
– روشهای آزمایشی: در این روش، محققان متغیرهای مختلف را کنترل یا تغییر میدهند تا به نتایج خاصی برسند. این روش علمیترین نوع تحقیق است، اما مطالعه مواردی مانند احساسات و انگیزهها در این روش کمی دشوار است.
– مطالعات موردی: در این روش، یک فرد بهطور عمیق بررسی و تحلیل میشود. نتایج بهدستآمده در این روش، بیشتر به نظر و تفسیر فرد مشاهدهکننده بستگی دارد.
– تحقیقات بالینی: این نوع تحقیق بر اساس اطلاعاتی است که از بیماران در طول درمان جمعآوری میشود. بسیاری از نظریههای شخصیت شناسی از همین نوع تحقیقات نشأت گرفتهاند.
شخصیت شناسی بر اساس نظریههای معروف روانشناسی شکل گرفته است. این نظریهها توسط روانشناسان معروفی مثل زیگموند فروید و اریک اریکسون ارائه شدهاند. برخی از این نظریهها فقط به یک بخش خاص از شخصیت توجه میکنند، در حالی که برخی دیگر سعی دارند شخصیت را بهطور کامل توضیح دهند. برای بررسی این نظریهها از پنج رویکرد مختلف استفاده شده است.
رویکردهای بیولوژیکی به این باورند که ژنتیک نقش مهمی در شکلگیری شخصیت دارد. تحقیقات نشان میدهند که ویژگیهای شخصیتی با ژنها مرتبط هستند. یکی از روشهایی که در این رویکرد استفاده میشود، بررسی دوقلوها است. محققان شباهتها و تفاوتهای شخصیتی دوقلوهایی که با هم بزرگ شدهاند را با دوقلوهایی که جدا از هم زندگی کردهاند مقایسه میکنند تا ببینند چه ویژگیهایی ارثی هستند و چه ویژگیهایی از محیط تأثیر میگیرند.
هانس آیزنک یکی از معروفترین نظریهپردازان این حوزه است که معتقد بود جنبههای شخصیتی به فرآیندهای بیولوژیکی مربوط هستند.
نظریه رفتاری میگوید شخصیت هر فرد نتیجه تعامل او با محیطش است. پژوهشگران این نظریه روی رفتارهایی که قابل مشاهده و اندازهگیری هستند، تمرکز میکنند. آنها معتقدند که شرطیسازی، یعنی پاسخهای رفتاری قابل پیشبینی، از طریق تعامل با محیط به وجود میآید و در نهایت شخصیت فرد را شکل میدهد.
نظریههای روانپویایی شخصیت به شدت تحت تأثیر کارهای زیگموند فروید هستند. این نظریهها تأکید دارند که ذهن ناخودآگاه و تجربیات دوران کودکی بر شخصیت افراد تأثیر زیادی دارند. از جمله این نظریهها میتوان به نظریه روانجنسی فروید و نظریه رشد روانی اجتماعی اریکسون اشاره کرد.
نظریههای انسانگرایی بر اهمیت اراده آزاد و تجربههای فردی در شکلگیری شخصیت تأکید میکنند. از جمله نظریهپردازان این رویکرد، کارل راجرز و آبراهام مزلو هستند. آنها مفهوم خودشکوفایی را معرفی میکنند، که به معنی نیاز طبیعی هر فرد برای رشد و توسعه شخصیت خود است و این فرایند به رفتارهای او شکل میدهد.
صفات شخصیتی یکی از بخشهای اصلی روانشناسی شخصیت هستند. طبق این نظریه، شخصیت از چندین ویژگی گسترده تشکیل شده است. دو نظریه مهم در این زمینه، نظریه سهبعدی آیزنک و نظریه پنج عاملی شخصیت هستند. آیزنک به این نتیجه رسید که شخصیت دارای سه بعد اصلی است: برونگرایی، روانرنجوری و روانپریشی. محققان بعدی نظریه پنج بُعدی را مطرح کردند که شامل گشودگی (پذیرش تجربیات جدید)، وظیفهشناسی، برونگرایی، سازگاری و روانرنجوری میشود.
برخی از شناختهشدهترین شخصیتها در حوزه روانشناسی تأثیر زیادی بر فهم ما از شخصیت شناسی گذاشتهاند. برای بهتر درک کردن نظریههای روانشناسی شخصیت، خوب است با نظریات این روانشناسان و نقش آنها در این زمینه آشنا شویم.
زیگموند فروید (۱۸۵۶-۱۹۳۹) بنیانگذار نظریه روانکاوی بود. او بر اهمیت ذهن ناخودآگاه، تجربیات کودکی، رویاها و نمادها تأکید میکرد. نظریه رشد روانجنسی او نشان میدهد که کودکان در مراحل مختلفی پیشرفت میکنند. در هر مرحله، انرژی جنسی (لیبیدو) بر بخشهای متفاوت بدن تمرکز میکند. اگر یک مرحله بهخوبی تمام شود، فرد میتواند به مرحله بعدی رشد برود. اما اگر در یک مرحله شکست بخورد، این موضوع میتواند بر شخصیت او در بزرگسالی تأثیر بگذارد. این نظریه یکی از شناختهشدهترین و بحثبرانگیزترین نظریهها در روانشناسی است.
اریک اریکسون (۱۹۰۲-۱۹۹۴) روانشناسی بود که تحت آموزش آنا فروید قرار گرفت. نظریه روانی اجتماعی او به توصیف چگونگی رشد شخصیت در طول زندگی میپردازد. برخی از جنبههای این نظریه در حال حاضر توسط محققان بهروز شدهاند. اریکسون ۸ مرحله روانی اجتماعی را معرفی میکند که هر یک نقش مهمی در رشد شخصیت و مهارتهای روانی فرد دارند.
در هر مرحله، فرد با یک بحران رشدی مواجه میشود که میتواند بهعنوان یک نقطه عطف در رشد او عمل کند. اگر فرد بهخوبی از عهده این مرحله برآید، شخصیت سالمتری خواهد داشت. اریکسون بهویژه به تأثیر تعاملات اجتماعی بر رشد شخصیت علاقهمند بود.
آبراهام مزلو (۱۹۰۸-۱۹۷۰) روانشناسی از مکتب انسانگرایی بود. او نظریهای درباره سلسله مراتب نیازها ارائه داد و بر این باور بود که برخی از نیازهای بنیادی در رفتار افراد تأثیر زیادی دارند. این نیازها شامل نیاز به عشق و محبت، نیازهای فیزیولوژیکی (مانند غذا و آب)، نیاز به ایمنی و امنیت، نیاز به عزتنفس و در نهایت نیاز به خودشکوفایی هستند.
آیزنک نظریهای درباره شخصیت بر اساس عوامل بیولوژیکی ارائه داد. او فکر میکرد که افراد سیستم عصبی خاصی را به ارث میبرند که بر یادگیری و سازگاری آنها با محیط تأثیر میگذارد. زمانی که آیزنک در بیمارستان روانپزشکی در لندن کار میکرد، مجموعهای از سؤالات درباره رفتار جمعآوری کرد و این سؤالات را به ۷۰۰ سرباز مبتلا به اختلالات عصبی داد. او متوجه شد که پاسخهای آنها ارتباط طبیعی با یکدیگر دارند.
آیزنک از روشی به نام تحلیل عاملی استفاده کرد. این روش به او کمک کرد تا رفتار را به چند عامل محدود تقسیم کند. او دریافت که میتوان شخصیت را با دو بعد اصلی توصیف کرد:
1. برونگرایی / درونگرایی
2. روانرنجوری / ثبات روانی
افراد برونگرا دوست دارند با دیگران معاشرت کنند و به هیجان و تغییرات علاقهمند هستند. آنها معمولاً خوشبین و بیخیال به نظر میرسند و احتمالاً ریسکپذیر هستند. در مقابل، افراد درونگرا ساکت و محتاطترند. وقتی احساسات یا هیجانات زیادی دارند، معمولاً سعی میکنند خود را کنترل کنند و از تحریکات دوری کنند. این افراد بیشتر برنامهریزی میکنند و به احساسات خود توجه بیشتری دارند. همچنین، معمولاً جدی، قابلاعتماد و گاهی بدبین به نظر میرسند. جالب است بدانید که شخصیت افراد میتواند تغییر کند.
سطح روانرنجوری یک فرد به واکنشپذیری سیستم عصبی سمپاتیک او بستگی دارد. معمولاً افرادی که از ثبات بیشتری برخوردارند، در موقعیتهای استرسزا کمتر واکنش نشان میدهند و میتوانند آرامش خود را حفظ کنند. اما افرادی که روانرنجور هستند، ناپایدارترند و به محرکها بیشتر واکنش نشان میدهند. این افراد ممکن است به سرعت نگران، عصبی یا ترسان شوند و احساسات قویتری دارند. آنها بهراحتی به استرس پاسخ میدهند.
آیزنک در مطالعات بعدیاش بعد سوم شخصیت را به نام روانپریشی معرفی کرد. افراد دارای این ویژگی معمولاً حس همدلی ندارند و میتوانند بیرحم، تنها، پرخاشگر و دردسرساز باشند. این علائم به میزان بالای تستوسترون در بدن مرتبط است. بهطور کلی، هر چه میزان تستوسترون بیشتر باشد، سطح روانپریشی نیز افزایش مییابد. در مقابل، سطوح پایین تستوسترون به رفتارهای متعادلتر و طبیعیتر مربوط میشود.
کتل با نظریه آیزنک مخالف بود. او اعتقاد داشت که نمیتوان شخصیت را فقط با ۲ یا ۳ بعد تحلیل کرد و برای درک بهتر شخصیت یک فرد، باید ویژگیهای بیشتری را مورد بررسی قرار داد. با تجزیه و تحلیل دادهها، کتل موفق شد ۱۶ عامل شخصیتی مشترک برای همه افراد را شناسایی کند. او این ۱۶ ویژگی شخصیتی را در جدول زیر ارائه کرد.
ویژگیهای شخصیتی زیادی وجود دارد که با ترکیب آنها، تیپهای شخصیتی منحصر به فرد شکل میگیرد. از زمان بقراط و یونانیان باستان که ۴ نوع خلقوخوی اصلی را معرفی کردند، مردم به دنبال راهی برای طبقهبندی شخصیتها بودهاند. امروزه روانشناسان شخصیتها را بر اساس ۵ ویژگی اصلی تقسیمبندی میکنند: پذیرش تجربههای جدید، وجدان، برونگرایی، سازگاری و روانرنجوری. در یک مدل جدیدتر به نام هگزاگو، صداقت و فروتنی نیز بهعنوان ششمین ویژگی کلیدی معرفی شده است.
تیپ شخصیتی افراد بسیار متنوع است. برای مثال، در آزمونهای روانشناسی، افراد با شخصیت نوع A را سازمانیافته، سختگیر، رقابتی و مضطرب توصیف میکنند. با این حال، شواهد تجربی زیادی برای تأیید این نظریه وجود ندارد و برخی روانشناسان معتقدند که این نوع دستهبندی بسیار ساده و کلی است.
در مدلی به نام “مدل پنج بزرگ”، هر فرد در یک پیوستگی برای هر ویژگی شخصیتی قرار میگیرد. این به این معناست که ممکن است فردی نسبت به بقیه در ویژگیهایی مانند برونگرایی، سطح بالایی یا پایینی داشته باشد. ترکیب این سطوح، شخصیت فرد را توصیف میکند. برای اندازهگیری این تفاوتها، انواع تستهای شخصیت شناسی طراحی شدهاند.
با استفاده از این تستها، میتوان به نقاط قوت و ضعف هر فرد پی برد و تواناییهای او را بهتر و دقیقتر بررسی کرد. البته باید در نظر داشت که این تستها نمیتوانند ۱۰۰٪ یک فرد را توصیف کنند، زیرا انسانها بسیار پیچیده هستند. اما شناخت الگوهای رفتاری و ویژگیهای شخصیتی میتواند به رشد فردی کمک کند. بنابراین، تستهای شخصیت میتوانند در شناسایی نقاط قوت و ضعف شما مفید باشند و همچنین در برقراری ارتباط با دیگران تأثیر زیادی داشته باشند.
احتمالاً شما هم وقتی برای اولین بار کسی را ملاقات میکنید، درباره شخصیت او حدسهایی میزنید. در این مورد، شما تنها نیستید. تحقیقات نشان میدهند که افراد از فرهنگهای مختلف در ۴۱ کشور جهان تنها با نگاه به چهره یک نفر، درباره شخصیت او ارزیابیهایی انجام میدهند. بهعنوان مثال، ممکن است بپرسند: “آیا این فرد به من آسیب میزند؟”
برای بررسی این موضوع، محققان آزمایشهای مختلفی انجام دادهاند تا ببینند چقدر ارزیابیهای ما از چهره به واقعیت نزدیک است. در یکی از این آزمایشها، افراد با دیدن چند عکس، توانستند بیش از ۶۰٪ درست در مورد شخصیت آن افراد قضاوت کنند. این به این دلیل است که مردم به ویژگیهای ظریف در چهره دیگران توجه میکنند و تا حدی میتوانند شخصیت آنها را تشخیص دهند. البته باید توجه داشت که این نتایج هرگز به دقت ۱۰۰٪ نیستند و نمیتوان با اطمینان کامل درباره شخصیت افراد قضاوت کرد.
روانشناسان برای بررسی شخصیت از تستها و ارزیابیهای مختلف استفاده میکنند. آنها آزمایشهای زیادی انجام میدهند تا شخصیت افراد را شناسایی کنند. بهعنوانمثال، تست شخصیت شناسی MBTI یکی از ابزارهای مهم است که برای غربالگری قبل از استخدام افراد به کار میرود. همچنین، برخی از این آزمایشها برای تشخیص اختلالات شخصیتی نیز استفاده میشوند.
فهم بهتر از شخصیت میتواند در جنبههای مختلف زندگی به شما کمک کند. مثلاً ممکن است با شناخت شخصیت خود متوجه شوید که به زمانی برای تنهایی نیاز دارید.
شاید شما هم با تستهای شخصیت شناسی آنلاین مواجه شدهاید که به شما میگویند برونگرا یا درونگرا هستید. برخی از این تستها معتبر و علمی هستند، اما برخی دیگر تنها جنبه سرگرمی دارند. برای شناخت بهتر خود و شخصیتتان، بهتر است از آزمونهایی استفاده کنید که توسط متخصصان آموزشدیده انجام میشوند. یک روانشناس میتواند بهترین آزمون را برای شما انتخاب کند و نتایج آن را بهدقت تفسیر کند.
شاید شما هم در اینترنت با عباراتی مثل “شخصیتشناسی از روی رنگ مو” یا “شخصیت شناسی با مدل ابرو” و “شخصیتشناسی از روی اسم” برخورد کردهاید. اما باید بدانید که این نوع روشها هیچگونه اعتبار علمی ندارند و کاملاً بیاساس هستند. بهتر است فقط بهعنوان سرگرمی به آنها نگاه کنید.
روشهای معتبر شخصیت شناسی با سالها تحقیق و آزمایش توسط محققان و روانشناسان طراحی شدهاند. در این تستهای معتبر، سوالاتی درباره جنبههای مختلف شخصیت مطرح میشود و با استفاده از الگوریتمهای پیچیده، شخصیت افراد ارزیابی میشود.
روانشناسان از روشهای مختلف برای مطالعه مشکلات و اختلالات شخصیتی استفاده میکنند. اختلالات شخصیتی بهعنوان نوعی اختلال روانی مزمن و گسترده شناخته میشوند که میتوانند تأثیر زیادی بر رفتار، افکار و روابط بینفردی فرد داشته باشند.
طبق گزارش مؤسسه ملی سلامت روان (NIH)، تقریباً ۹.۱٪ از بزرگسالان در ایالات متحده هر ساله علائم یکی از اختلالات شخصیتی را تجربه میکنند. ممکن است تشخیص اختلال شخصیت برای بسیاری از افراد ناخوشایند باشد، اما خوشبختانه درمانهایی برای این مشکلات وجود دارد. با کمک مشاوره از یک روانشناس یا روانپزشک حرفهای، میتوان به شناسایی دلایل این مشکلات پرداخت و روشهایی برای مقابله با آنها پیدا کرد.
بسته به تشخیص پزشک، ممکن است از روشهای مختلفی مانند رواندرمانی، آموزش مهارتها، دارودرمانی یا ترکیبی از این روشها استفاده شود. بهطور کلی، اختلالات شخصیتی به ۳ گروه یا خوشه تقسیم میشوند.
اختلالات شخصیتی خوشه A با رفتارهای عجیب یا غیرعادی شناخته میشوند. افرادی که این نوع اختلالات را دارند، معمولاً در روابط اجتماعی خود با مشکلات زیادی مواجه میشوند، زیرا رفتارشان ممکن است عجیب یا مشکوک به نظر برسد. اختلالات خوشه A شامل موارد زیر است:
1. اختلال شخصیت پارانوئید: این افراد به شدت نسبت به دیگران بیاعتماد هستند و همیشه احساس میکنند که دیگران در حال نقشهکشی علیه آنها هستند.
2. اختلال شخصیت اسکیزوئید: این افراد معمولاً از روابط اجتماعی دوری میکنند و نسبت به دیگران بیتفاوت هستند.
3. اختلال شخصیت اسکیزوتایپال: این نوع اختلال با گفتار، رفتار و ظاهر عجیب و غریب مشخص میشود.
این اختلالات میتوانند روابط اجتماعی را به شدت تحت تأثیر قرار دهند.
این گروه از اختلالات شخصیتی با رفتارهای چشمگیر یا نامنظم مشخص میشوند. افرادی که در این دسته قرار دارند، احساسات بسیار شدیدی را تجربه میکنند و ممکن است رفتارهایی نمایشی، بیپروا یا قانونشکن از خود نشان دهند. اختلالات این گروه شامل موارد زیر است:
1. اختلال شخصیت ضداجتماعی: این افراد قوانین و هنجارهای اجتماعی را نادیده میگیرند و این رفتار معمولاً از دوران کودکی شروع میشود.
2. اختلال شخصیت مرزی: این اختلال با بیثباتی در روابط بینفردی و نوسانات شدید احساسی مشخص میشود.
3. اختلال شخصیت تاریخی: این افراد به شدت احساساتی هستند و برای جلب توجه دیگران ممکن است رفتارهای نامناسبی از خود نشان دهند.
4. اختلال شخصیت خودشیفته: این افراد خودمحور بوده و معمولاً نمیتوانند با دیگران همدلی کنند.
این اختلالات میتوانند به طور قابل توجهی بر روابط اجتماعی و زندگی فرد تأثیر بگذارند.
اختلالات شخصیتی در این گروه با احساس اضطراب مشخص میشوند. افرادی که در خوشه C قرار دارند، معمولاً اضطراب شدید یا ترس را تجربه میکنند. این خوشه شامل موارد زیر است:
1. اختلال شخصیت اجتنابی: این افراد از اجتماع دوری میکنند و به خاطر ترس از انتقاد و عدم کفایت، تمایل به انزوا دارند.
2. اختلال شخصیت وابسته: این افراد ترس از تنهایی دارند و به همین دلیل سعی میکنند دیگران را وادار به مراقبت از خود کنند.
3. اختلال شخصیت وسواسی-اجباری: این افراد به شدت به نظم، کمال و کنترل در روابط خود اهمیت میدهند و ممکن است رفتارهای وسواسی از خود نشان دهند.
این اختلالات میتوانند بر کیفیت زندگی و روابط اجتماعی این افراد تأثیر منفی بگذارند.
شخصیت شناسی موضوعی بسیار وسیع است. روانشناسان با مطالعه شخصیت انسان و شناسایی اختلالات ممکن، میتوانند به بهبود کیفیت زندگی و روابط اجتماعی افراد کمک کنند. یک روانشناس با تجربه میتواند مشکلات شما را در خانواده، مدرسه، محل کار یا در روابط با دیگران شناسایی کرده و مهارتهایی برای مقابله با این مشکلات و مدیریت علائم اختلال شخصیت به شما آموزش دهد.
اگر به دنبال شناخت بهتر شخصیت خود و تشخیص اختلالات احتمالی هستید، میتوانید با یک روانشناس مشاوره کنید. برای پیدا کردن روانشناس یا روانپزشک مناسب، به وبسایت دکترخوب مراجعه کنید. در این سایت علاوه بر نوبتدهی آنلاین، امکان مشاوره آنلاین و تلفنی با متخصصان نیز وجود دارد.
شغل روانشناسی (Psychology) یکی از حرفههای مهمی است که به ما کمک میکند تا ذهن…
اگر به علوم طبیعی و پزشکی علاقه دارید و دوست دارید به مردم کمک کنید،…
طب کار به حفظ سلامت کارکنان و ایمنی محیط کار مربوط میشود. کارمندان سازمانها و…
نیاز به کار از زمانهای قدیم وجود داشته و هر روز اهمیت آن بیشتر میشود.…
روانشناسی سلامت یک رشته بینرشتهای است که به ترکیب روانشناسی و پزشکی میپردازد. این رشته…
واقعیت درمانی یک روش رواندرمانی است که همه رفتارها را به عنوان انتخابهایی میداند. به…