فهرست محتوا
اختلال هویت تجزیهای، که به آن اختلال چند شخصیتی نیز گفته میشود، نوعی اختلال روانی است که در آن فرد دچار عدم ارتباط در افکار، خاطرات، احساسات و هویت خود میشود. این اختلال معمولاً به دلیل تجربههای شدید و دردناک، مانند ضربههای عاطفی یا جسمی، ایجاد میشود. در واقع، تجزیه یک روش مقابلهای است که در آن شخصیت اصلی فرد به طور موقت خاموش میشود تا از موقعیتهای بسیار آسیبزننده فاصله بگیرد.
در این مقاله، به بررسی بیشتر اختلال چند شخصیتی، علل و عوامل بروز آن و همچنین روشهای درمانی موجود برای این اختلال پرداخته خواهد شد.
اختلال هویت تجزیهای (DID) که قبلاً به آن اختلال چند شخصیتی میگفتند، یک نوع بیماری روانی است که بر حافظه، آگاهی، هویت و ادراک فرد تأثیر میگذارد. افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، ممکن است یک یا چند شخصیت مختلف ایجاد کنند که ممکن است از شخصیت اصلی خود آگاه باشند یا نباشند.
وقتی که عملکردهای مختلف این شخصیتها با هم تداخل پیدا میکنند، علائم تجزیهای بروز میکند. این علائم میتوانند خفیف یا شدید باشند و گاهی اوقات به اندازهای شدید میشوند که بر عملکرد روزانه فرد در زندگی شخصی و محل کار تأثیر میگذارند.
اختلال چند شخصیتی، که به نام اختلال هویت تجزیهای (DID) هم شناخته میشود، به عوامل مختلفی بستگی دارد. یکی از مهمترین این عوامل، سابقه تروما است. تقریباً 90٪ افرادی که به این اختلال مبتلا هستند، تجربه سوءاستفادههای شدید عاطفی، جسمی یا جنسی را داشتهاند. همچنین، حوادثی مانند بلایای طبیعی یا جنگها و حتی از دست دادن والدین یا انزوا به مدت طولانی به دلیل بیماری میتواند در ایجاد این اختلال نقش داشته باشد.
بهویژه کودکانی که در دوران کودکی دچار آزار و اذیت جسمی یا جنسی شدهاند، در معرض ابتلا به این اختلال قرار دارند. علاوه بر این، کمبود عاطفی، احساس عدم امنیت یا مشکلات توجه در دوران کودکی نیز میتواند احتمال بروز اختلال چند شخصیتی را افزایش دهد. همچنین، مشکلاتی در ارتباطات مغزی نیز میتوانند به این اختلال منجر شوند.
بنابراین، اگر کودکی دچار تروما یا سوءاستفاده شده باشد، بسیار مهم است که والدین در اسرع وقت به یک روانشناس متخصص مراجعه کنند و درمان را آغاز کنند تا از پیشرفت اختلال جلوگیری شود.
تفکیک به عنوان یک روش مقابلهای شناخته میشود که افراد در مواقع استرسزا یا آسیبزا از آن استفاده میکنند. در واقع، این یک راه برای دور کردن خود از واقعیت و کاهش آگاهی نسبت به تجربیات دردناک است.
این مکانیزم دفاعی به افراد کمک میکند تا از احساس درد جسمی و عاطفی ناشی از یک تجربه سخت فرار کنند. با جدا کردن خاطرات تلخ از تفکرات روزمره، فرد میتواند به طور نسبی عملکرد خود را حفظ کند و انگار که آن حادثه هرگز اتفاق نیفتاده است.
تفکیک ممکن است به دلایل مختلفی اتفاق بیفتد، از جمله حوادث کوچک مانند تصادفهای خفیف، بیماریهای جدی یا فشارهای روزمره.
فردی که دچار اختلال چند شخصیتی است، دارای دو یا چند شخصیت متفاوت است. یکی از این شخصیتها معمولی یا “هستهای” است و شخصیتهای دیگر به عنوان “تغییر دهنده” شناخته میشوند. زمانی که یکی از این شخصیتها کنترل را به دست میگیرد، ممکن است فرد دچار فراموشی شود و نتواند به یاد بیاورد که چه اتفاقی افتاده است.
هر یک از شخصیتها ویژگیهای خاص خود را دارند، شامل تاریخچه، شیوه تفکر و نحوه تعامل با محیط. برخی از شخصیتها ممکن است جنسیت متفاوتی داشته باشند، نامهای متفاوتی را انتخاب کنند یا رفتارها و سلیقههای خاص خود را داشته باشند.
فردی که به اختلال هویت تجزیهای مبتلاست، ممکن است از شخصیتهای دیگر و خاطرات مربوط به آنها آگاهی نداشته باشد. همچنین، استرس یا یادآوری یک تجربه آسیبزا میتواند باعث تغییر شخصیتها شود.
فرد مبتلا به بیماری چند شخصیتی، علائم روانشناختی بسیاری را مانند سایر اختلالات روانی مشاهده می کند، از جمله:
مشکلات معمول در اختلال هویت تجزیهای (DID):
اگر فردی علائم اختلال تجزیهای داشته باشد، ابتدا باید یک بررسی کامل پزشکی انجام شود. در این مرحله، یک معاینه فیزیکی و شرح حال پزشکی گرفته میشود. هیچ آزمایش آزمایشگاهی نمیتواند بهطور قطعی اختلالات تجزیهای را تشخیص دهد، اما ممکن است از آزمایشهای مختلفی مثل آزمایش خون یا تصویربرداری (مانند اشعه ایکس، سیتیاسکن یا MRI) استفاده شود تا بیماریهای جسمی یا عوارض جانبی داروها رد شوند.
اگر نتایج نشان دهند که بیماری جسمی وجود ندارد، فرد ممکن است به یک متخصص بهداشت روان ارجاع داده شود. این متخصصان، مانند روانپزشکان، روانشناسان یا مددکاران اجتماعی، به طور خاص برای تشخیص و درمان بیماریهای روانی آموزش دیدهاند.
آنها در یک مصاحبه بالینی با فرد صحبت میکنند تا درک کاملی از تجربیات گذشته و عملکرد فعلی او بهدست آورند. برخی از این متخصصان ممکن است از آزمونهای خاصی، مانند مقیاس تجربیات تجزیهای یا مصاحبههای استاندارد، برای بررسی دقیقتر استفاده کنند.
تشخیص اختلال هویت تجزیهای (DID) معمولاً زمانبر است. تخمین زده میشود که افراد مبتلا به این اختلال قبل از دریافت تشخیص صحیح، به مدت حدود هفت سال با آن دست و پنجه نرم کردهاند. این مسئله به دلیل شباهت علائم این اختلال به دیگر اختلالات روانی است.
بسیاری از افرادی که اختلالات تجزیهای دارند، همزمان با مشکلاتی مانند اختلالات شخصیتی، افسردگی و اضطراب نیز مواجه هستند.
برای تشخیص اختلال هویت تجزیهای، معیارهای زیر در نظر گرفته میشود:
شخصیتهای مختلف ممکن است نقشهای متفاوتی در کمک به فرد در کنار آمدن با چالشهای زندگی داشته باشند. بهطور متوسط، در هنگام تشخیص اولیه، بین دو تا چهار شخصیت وجود دارد، و در طول درمان، بهطور متوسط، بین ۱۳ تا ۱۵ شخصیت ممکن است شناسایی شوند. عوامل محیطی و حوادث زندگی میتوانند باعث تغییر ناگهانی از یک شخصیت به شخصیت دیگر شوند.
هدف اصلی درمان اختلال هویت تجزیهای (DID) شامل تسکین علائم، اطمینان از ایمنی فرد و دیگران، و “اتصال مجدد” شخصیتهای مختلف به یک هویت یکپارچه و عملکردی خوب است. درمان این اختلال بسیار مهم است و روانشناس با توجه به شدت علائم هر فرد ممکن است از روشهای مختلفی برای درمان استفاده کند. بنابراین، افراد باید هرچه زودتر به روانشناس مراجعه کنند تا نتایج بهتری کسب کنند.
هدف دیگر درمان، کمک به فرد در بیان ایمن و پردازش خاطرات دردناک، ایجاد مهارتهای جدید برای مقابله و بهبود روابط است. بهترین روش درمان به عوامل محرک و شدت علائم فرد بستگی دارد. درمان معمولاً شامل ترکیبی از روشهای زیر است:
افراد مبتلا به اختلال هویت تجزیهای (DID) ممکن است همراه با داشتن شخصیتهای مختلف، با مشکلات روانی دیگری نیز روبهرو شوند. این مشکلات شامل موارد زیر است:
جالب است بدانید که نمیتوان از ایجاد اختلال هویت تجزیهای (DID) جلوگیری کرد، اما اگر افراد بتوانند به محض بروز علائم، با کمک یک روانشناس وجود این اختلال را تشخیص دهند، میتوانند شدت علائم را تا حد زیادی کاهش دهند.
به همین دلیل، مهم است که بلافاصله بعد از وقوع یک ضربه یا تروما به درمان پرداخته شود تا از شدت گرفتن علائم جلوگیری شود. همچنین، نقش والدین، معلمان و دیگران در مراقبت و حمایت از کودکان بسیار حیاتی است.
تحقیقات نشان میدهد که اختلال هویت تجزیهای (DID) احتمالاً ناشی از پاسخهای روانی به فشارهای بین فردی و محیطی است، به ویژه در سالهای اولیه کودکی. در این دوران، غفلت عاطفی یا سوءاستفاده میتواند به رشد شخصیت آسیب بزند.
۹۹٪ از افرادی که به اختلالات تجزیهای مبتلا هستند، در مراحل حساس رشد خود (معمولاً قبل از ۶ سالگی) سابقه ضربههای مکرر و شدید، که ممکن است تهدیدکننده زندگی باشد، دارند. تشخیص و درمان این اختلال بسیار پیچیده است و نیاز به متخصصان بهداشت روان دارد. اگر این اختلال درمان نشود، ممکن است خطرات جدی مانند خودکشی به وجود آید.
بنابراین، اگر هر گونه علامتی از این بیماری را تجربه میکنید یا با مشکلاتی مانند افسردگی شدید دست و پنجه نرم میکنید، حتماً به یک روانشناس یا روانپزشک مراجعه کنید. این متخصصان میتوانند بهترین روشهای درمانی را به شما پیشنهاد دهند و در کنار شما باشند.
شغل روانشناسی (Psychology) یکی از حرفههای مهمی است که به ما کمک میکند تا ذهن…
اگر به علوم طبیعی و پزشکی علاقه دارید و دوست دارید به مردم کمک کنید،…
طب کار به حفظ سلامت کارکنان و ایمنی محیط کار مربوط میشود. کارمندان سازمانها و…
نیاز به کار از زمانهای قدیم وجود داشته و هر روز اهمیت آن بیشتر میشود.…
روانشناسی سلامت یک رشته بینرشتهای است که به ترکیب روانشناسی و پزشکی میپردازد. این رشته…
واقعیت درمانی یک روش رواندرمانی است که همه رفتارها را به عنوان انتخابهایی میداند. به…