فهرست محتوا
اختلال وسواس اجباری یک مشکل روانشناختی واقعی است که هم برای فرد مبتلا و هم برای اطرافیانش بسیار سخت و خستهکننده است. این اختلال یک بیماری است که نمیتوان آن را به راحتی ساختگی یا به خود تلقین کرد. شما این اختلال را انتخاب نکردهاید، ولی نحوهی برخورد شما با آن میتواند نقش مهمی در از بین بردن آن از زندگیتان داشته باشد.
اختلال وسواس اجباری (OCD) یک نوع اختلال اضطرابی است که با افکار مزاحم و تکراری (وسواس) و رفتارهای تکراری (اجبار) شناخته میشود. این افکار و رفتارها معمولاً باعث اضطراب شدید میشوند و فرد احساس میکند که باید آنها را انجام دهد تا از وقوع اتفاقات بد جلوگیری کند.
وسواس فکری شامل افکار، تصاویر یا تکانههای ناخوشایند و ناخواستهای است که به ذهن میآید و باعث احساس اضطراب و ناراحتی میشود. این افکار ممکن است برخلاف میل شما به ذهن بیایند و ترس و نگرانی درباره وقوع حوادث ناخوشایند را به همراه داشته باشند.
برای کاهش این اضطراب، فرد ممکن است اقدام به انجام رفتارهای خاصی کند که به نام “آیینمندی” یا “رفتارهای اجباری” شناخته میشود. این رفتارها به فرد کمک میکنند تا احساس ایمنی و اطمینان بیشتری پیدا کند و اضطراب را کاهش دهد.
اختلالات اضطرابی، مثل وسواس اجباری، از رایجترین مشکلات بهداشت روانی هستند. حدود 20 درصد از بزرگسالان، یعنی یک نفر از هر پنج نفر، در طول زندگی خود اضطراب شدید را تجربه میکنند. برای اختلال وسواس اجباری، حدود 2 تا 3 درصد از بزرگسالان دچار این مشکل میشوند، یعنی از هر 40 نفر یک نفر.
معمولاً افراد در اواخر دهه دوم یا اوایل دهه سوم زندگی دچار اختلال وسواس اجباری میشوند، زمانی که مستقلتر شده و با مسئولیتهای بیشتری روبرو میشوند.
اختلال وسواس اجباری معمولاً به موضوعات مربوط به خطر، خشونت، اخلاقیات یا مسئولیت در مورد آسیب رساندن میپردازند. این وسواسها معمولاً در یکی از دستههای زیر قرار میگیرند:
1. مسئولیت در مورد آسیب رساندن یا اشتباه: نگرانی از اینکه ممکن است به کسی آسیب برسانید یا اشتباهی انجام دهید.
2. آلودگی: نگرانی درباره کثیفی یا بیماری.
3. تقارن و نظم: نیاز به نظم و ترتیب خاص یا تقارن در محیط.
4. خشونت و پرخاشگری: افکار درباره خشونت یا رفتارهای پرخاشگرانه.
5. مسائل جنسی: افکار مربوط به مسائل جنسی که باعث اضطراب میشود.
6. مذهب و اخلاق: نگرانی درباره مسائل مذهبی یا اخلاقی.
اجبارها معمولاً برای کاهش اضطراب ناشی از وسواسها انجام میشوند و شامل کارهای زیر هستند:
1. شستن دستها: شستن مکرر دستها با آب و صابون.
2. شمارش: شمارش اشیاء یا تکرار عبارات خاص.
3. چک کردن: چک کردن مکرر قفل در، اجاق گاز و دیگر وسایل.
4. مرتب کردن: مرتب کردن اشیاء به ترتیب خاص.
علاوه بر وسواسها و اجبارها، افرادی که به OCD مبتلا هستند ممکن است علائم دیگری هم داشته باشند، از جمله:
– اضطراب شدید: احساس نگرانی و استرس مداوم.
– احساس ناخوشایند: ناراحتی و دلخوری از افکار و رفتارهای وسواسی.
– اختلال در عملکرد روزانه: مشکل در انجام کارها، تحصیل و روابط اجتماعی.
– افسردگی: بسیاری از افراد مبتلا به OCD ممکن است افسرده شوند.
اگر قرصهایم روی زمین بیفتند و بچهای آنها را بخورد، چه میشود؟
ممکن است باعث آتشسوزی در خانه بشوم.
ممکن است تصادف کنم و کسی را با ماشینم زخمی کنم و متوجه نشوم.
ممکن است عدد ۱۳ برای کسی که دوستش دارم، بدشانسی بیاورد.
میکروبهای روی دستگیرهی در حالا به من منتقل شدهاند.
اگر با کسی که بعد از دستشویی دستهایش را نشسته، دست بدهم، چه؟
اگر به بچهام دست بزنم، میکروبهایم او را آلوده میکنند.
آیا در معرض مواد شیمیایی مضر قرار داشتم؟
افکار در مورد نامرتب بودن میز تحریر
افکار در مورد اعداد فرد
احساس نیاز به اینکه همه چیز مرتب و در جای خودش باشد
افکار درباره فحشهای زشت یا توهینهای نژادپرستانه
افکار درباره آسیب رساندن یا کشتن کسی که دوستش داریم
ترس از اینکه کنترل خود را از دست بدهیم و کار وحشتناکی انجام دهیم
تصاویر ذهنی درباره رابطه جنسی پدربزرگ و مادربزرگ
تمایل به نگاه کردن به ناحیه جنسی دیگران
نگرانی از اینکه مبادا کودکآزار باشیم
تصورات درباره داشتن روابط جنسی نامناسب
تصاویر ذهنی کفرآمیز که ناخواسته به ذهن میآید
تردیدهایی مثل اینکه اگر بدون اطلاع مرتکب گناه شویم و خدا از ما ناراضی باشد، چه باید کرد؟
اختلال وسواس اجباری به دلیل ترکیبی از عوامل ژنتیکی، زیستی، یادگیری و محیطی ایجاد میشود.
پژوهشها نشان میدهند که عوامل ژنتیکی و زیستی میتوانند شما را بیشتر در معرض اضطراب قرار دهند، در حالی که تجربههای محیطی و یادگیری، نوع خاصی از افکار و رفتارهای وسواسی را شکل میدهند.
ابتلا به این اختلال تقصیر شما یا کسی دیگر نیست. شما نمیتوانید بر روی ساختار زیستی خود یا تجربیات خاصی که داشتهاید کنترل داشته باشید.
با این حال، این بدان معنا نیست که نمیتوانید برای کمک به خودتان اقدام کنید.
برای درمان اختلال وسواس اجباری، میتوان از روشهای زیر استفاده کرد:
1. درمان شناختی-رفتاری (CBT) + دارو:
– درمان شناختی-رفتاری (CBT) به تنهایی مفید است اگر به دنبال روشهای درمانی هستید و مشکلات دیگری مثل افسردگی شدید ندارید.
– درمان شناختی-رفتاری همراه با دارو پیشنهاد میشود اگر CBT به اندازهای که انتظار دارید موثر نبوده یا اگر دچار افسردگی شدید یا اختلالات اضطرابی دیگر هستید.
2. درمان با دارو:
– اگر در حال حاضر دارو مصرف میکنید و هنوز مشکل وسواسی اجباری شما ادامه دارد، یا اگر میخواهید استفاده از دارو را متوقف کنید، CBT میتواند مفید باشد.
– اگر CBT را امتحان کردهاید و احساس کردهاید که برای شما خیلی سخت است و نمیخواهید ادامه دهید، میتوانید فقط از دارو استفاده کنید.
بسیاری از کسانی که دچار اختلال شخصیت وسواسی-اجباری هستند، رفتار و طرز فکر خود را کاملاً طبیعی میدانند. این موضوع باعث میشود که تشخیص بیماری دشوار باشد. بهترین راه برای شناسایی اختلالهایی مانند وسواس اجباری و اختلال دو قطبی مراجعه به رواندرمانگر یا روانپزشک است.
این متخصصان با پرسیدن سوالات مختلف از خود فرد و اطرافیان او میتوانند متوجه وجود مشکل شوند. صحبت با اعضای خانواده و دوستان نزدیک فرد مبتلا میتواند به روانپزشک کمک کند تا بهتر علائم بیماری را درک کند، چون افراد با اختلال وسواس ممکن است در مورد رفتارهایی مانند کمالگرایی و کنترل کردن صادق نباشند.
اختلال وسواس اجباری یک بیماری مزمن است که باعث میشود فرد وقت زیادی را صرف کارهای تکراری کند و نتواند به خوبی فعالیتهای روزمرهاش را انجام دهد. با این حال، این اختلال قابل درمان و کنترل است.
در این روش درمانی، درمانگر با گفتگو و توجه به بیمار، او را از تأثیر منفی افکار وسواسگونه بر سلامت جسم و روانش آگاه میکند.
در CBT، افکار تکراری فرد بررسی و چالشبرانگیز میشود و به او فرصتی برای بیان احساساتش داده میشود. همچنین، در این روش به بیمار کمک میشود تا ریشه رفتارهایش را از دوران کودکی پیدا کند.
اختلال وسواس اجباری علائم متنوعی دارد، بنابراین یک داروی خاص برای همه افراد مناسب نیست.
بعضی از رواندرمانگران برای درمان این اختلال از داروهای ضدافسردگی، کتامین، بنزودیازپینها و دیگر داروهای ضد اضطراب استفاده میکنند.
مهم است که هیچوقت داروها را بهطور خودسرانه مصرف نکنید. روانپزشک با بررسی وضعیت شما، داروی مناسب را تجویز خواهد کرد.
در رفتار درمانی، رواندرمانگر به فرد آموزش میدهد تا تلاش کند رفتارهایش را تغییر دهد. در نیدوتراپی، هدف ایجاد تغییرات در محیط فرد است تا او بتواند وسواسهای خود را کنار بگذارد.جهت مشاوره و درمان میتوانید به مشاوران و درمانگران دکتر خوب مراجعه کنید.
شغل روانشناسی (Psychology) یکی از حرفههای مهمی است که به ما کمک میکند تا ذهن…
اگر به علوم طبیعی و پزشکی علاقه دارید و دوست دارید به مردم کمک کنید،…
طب کار به حفظ سلامت کارکنان و ایمنی محیط کار مربوط میشود. کارمندان سازمانها و…
نیاز به کار از زمانهای قدیم وجود داشته و هر روز اهمیت آن بیشتر میشود.…
روانشناسی سلامت یک رشته بینرشتهای است که به ترکیب روانشناسی و پزشکی میپردازد. این رشته…
واقعیت درمانی یک روش رواندرمانی است که همه رفتارها را به عنوان انتخابهایی میداند. به…