فهرست محتوا
گاهی افراد وارد یک رابطه میشوند و بعد از مدتی متوجه میشوند که این رابطه نه تنها برایشان آرامش و شادی به ارمغان نمیآورد، بلکه میتواند به آنها آسیبهای روحی زیادی بزند.
چون بسیاری از افراد جرأت پایان دادن به یک رابطه نامناسب را ندارند، این سوال برایشان پیش میآید که چگونه میتوانند این رابطه را بدون آسیب زدن به خود یا طرف مقابل تمام کنند.
این موضوع در ذهن خیلیها وجود دارد، بنابراین بهتر است قبل از اینکه تصمیم به بیان احساسات و حرفهایتان بگیرید، ادامه مطالب را مطالعه کنید.
آیا تمام کردن یک رابطه اشتباه درست است؟
برخی افراد از ترس اینکه تمام کردن رابطه ممکن است باعث ناراحتی برای هر دو طرف شود، تردید میکنند و ترجیح میدهند در رابطهای که به آنها آسیب میزند، بمانند.
همه ما دوست داریم مورد توجه و محبت دیگران، بهخصوص کسی که دوستش داریم، قرار بگیریم. یک رابطه عاشقانه زمانی سالم محسوب میشود که نیازهای عاطفی دو طرف برآورده شود و هر دو از بودن در کنار یکدیگر لذت ببرند.
با این حال، یک رابطه سالم فقط به ابراز محبت و علاقه محدود نمیشود. مواردی مانند احترام و تعهد هم از جمله معیارهای مهم برای داشتن یک رابطه عاشقانه سالم هستند.
اگر متوجه شدید که رابطه عاطفیتان سالم نیست، مهم است که قبل از هر اقدامی با یک روانشناس متخصص صحبت کنید.
اگر شما با این فکر که «چگونه یک رابطه اشتباه را تمام کنیم؟» همچنان در آن رابطه بمانید و از تصمیمگیری اجتناب کنید، فقط کسی که بیشترین آسیب را خواهد دید، خود شما هستید.
البته ممکن است طرف مقابل نیز به دلیل رفتارهایش خسته شده باشد. در این شرایط، زوجین میتوانند با کمک یکدیگر و با استفاده از جلسات مشاوره زوجدرمانی، رابطه سمی و نامناسبشان را به یک رابطه بهتر تبدیل کنند.
نشانه های یک رابطه اشتباه چیست؟
افرادی که با سوال «چگونه یک رابطه اشتباه را تمام کنیم؟» مواجه میشوند، معمولاً به دنبال نشانههایی هستند که نشان دهد رابطهشان مشکلدار است. در اینجا به برخی از این نشانهها اشاره میکنیم:
۱. عدم احساس امنیت
زوجین باید در کنار یکدیگر احساس امنیت کنند. این احساس امنیت تنها به جنبههای فیزیکی محدود نمیشود و شامل امنیت روانی نیز هست. مهم است که زن و مرد در مواقع سخت از حمایت و همدلی یکدیگر بهرهمند شوند تا احساسات منفیشان کاهش یابد. هر فرد، فارغ از جنسیت، نیاز به یک تکیهگاه دارد؛ اگر زوجین نتوانند این تکیهگاه برای یکدیگر باشند، نمیتوانند امنیت را در رابطهشان احساس کنند.
۲. عدم پذیرش تضادها
یکی از دلایل مواجهه با سوال «چگونه یک رابطه اشتباه را تمام کنیم؟» این است که زوجین در برخی مسائل با هم تضاد فکری دارند. بهتر است زن و مرد در بیشتر موارد با یکدیگر همنظر باشند و در صورت وجود اختلاف نظر، به جای تنش، با احترام درباره مسائل صحبت کنند. این کار باعث میشود حتی اگر در برخی موارد اختلاف نظر داشته باشند، احساس پریشانی و طرد از سوی طرف مقابل نکنند.
۳. عدم سلامت روانی
اگر هر یک از طرفین از نظر روانی سالم نباشد، ممکن است به طرف مقابل آسیب برساند. سلامت روان باید توسط یک روانشناس متخصص بررسی شود. بنابراین، بهتر است افرادی که میخواهند رابطه عاطفی جدیتری را شروع کنند، قبل از ازدواج به جلسات مشاوره پیش از ازدواج مراجعه کنند و از آزمونهای روانشناختی برای شناخت بیشتر یکدیگر و اصول رابطه و ازدواج استفاده کنند.
چطور یک رابطه سمی را تمام کنیم؟
مرور کلی رابطه
اولین قدم برای اتمام یک رابطه اشتباه این است که به لحظات خوب و بدی که در رابطه داشتهاید فکر کنید. آیا بیشتر اوقات احساس خوبی داشتید یا نه؟ چه چیزهایی باعث خوشحالی و چه چیزهایی باعث ناراحتیتان شدهاند؟
زمانهایی که حالتان خوب نیست، واکنشهای شما و طرف مقابل چه بوده است؟ آیا تلاشی برای بهبود وضعیت رابطه انجام دادهاید یا خیر؟
پذیرش
باید قبول کنید که در یک رابطه سمی هستید و ماندن در آن میتواند پیامدهای بدی برایتان داشته باشد.
همچنین، وقتی با سوال «چگونه یک رابطه اشتباه را تمام کنیم؟» مواجه میشوید، علاوه بر طرف مقابل باید به رفتارهای خودتان نیز توجه کنید. ممکن است رفتارهای سمی شما نیز باعث خراب شدن رابطه شده باشد. در این شرایط، مشاوره با یک روانشناس میتواند کمک کننده باشد.
پذیرش اینکه رابطهتان مشکل دارد، بسیار مهم است. اغلب اوقات، هر دو طرف در بروز مشکلات و اختلافات نقش دارند. وقتی طرفین ندانند چگونه باید با یکدیگر رفتار کنند و مشکلات را حل کنند، رابطهشان بیشتر آسیب میبیند.
با خودتان بپرسید «چرا؟»
سوال مهمی که باید از خود بپرسید این است که چرا با وجود اینکه میدانید در یک رابطه ناسالم هستید، همچنان در آن میمانید؟ اگر هیچیک از طرفین تمایل یا توانایی حل مشکلات را نداشته باشند، این رابطه به هر دو آسیب خواهد زد.
دلایل مختلفی میتواند وجود داشته باشد که افراد با وجود آگاهی از اشتباه بودن رابطه، به ماندن ادامه دهند. این دلایل عبارتند از:
– ترس از تنها ماندن
– وابستگی بیش از حد
– کمبود عزت نفس و اعتماد به نفس
– احساس کم ارزشی با جدایی از طرف مقابل
– ترس از رها شدن
– افسردگی
– فداکاری بیش از حد برای خوشنودی پارتنر
– ترس از اشتباه کردن در تصمیمگیری
این دلایل معمولاً ریشه در تجربیات گذشته، بهخصوص دوران کودکی دارند و در بزرگسالی به شکل الگوهای رفتاری در میآیند. بنابراین، در صورتی که با سوال «چگونه یک رابطه اشتباه را تمام کنیم؟» روبرو شدید، حتماً از یک روانشناس متخصص کمک بگیرید.
مراحل اتمام یک رابطه اشتباه
مراحل زیر میتوانند به شما در اتمام یک رابطه اشتباه کمک کنند:
– به طرف مقابل توهین نکنید و کمک کنید که او نیز احساس شکست نکند.
– خودتان را سرزنش نکنید.
– شرایط خود را با دیگران مقایسه نکنید.
– از کمکهای روانشناس بهرهمند شوید.
– آماده باشید تا تصمیم خود را با طرف مقابل در میان بگذارید.
به طور کلی، برای اتمام یک رابطه اشتباه نیاز است به خوبی فکر کنید و پس از مشورت با روانشناس، با آمادگی کامل با طرف مقابل صحبت کنید. مهم است که با احترام و آرامش صحبت کنید و به هیچ وجه به فرد بیاحترامی نکنید.
اگر احساس اضطراب میکنید، کمی صبر کنید و سپس با مدیریت هیجانات خود صحبت کنید. در این لحظات، احساسات منفی ممکن است مانع از بیان صحیح صحبتهای شما شوند. پس بهتر است ابتدا به پذیرش و آمادگی برسید و سپس موضوع را مطرح کنید.
در اتمام یک رابطه سمی چه چیزهایی را باید در نظر گرفت
سلامت روان
مهمترین معیار برای سنجش سلامت یک رابطه این است که رابطه به سلامت روان و جسم هر دو طرف آسیب نرساند و کلیت زندگی آنها را تهدید نکند. دومین معیار این است که افراد باید از نظر عاطفی در این رابطه احساس رضایت و ارضا کنند و نیازهای عاطفی و روانیشان برآورده شود.
احساس امنیت
سومین معیار برای یک رابطه سالم این است که طرفین احساس امنیت کنند. این بدان معناست که هر فرد بتواند از حمایت عاطفی طرف مقابل بهرهمند شود. امنیت یک واژه با معانی مختلف برای هر فرد است، اما به طور کلی یعنی فرد در رابطه احساس کند که میتواند به کسی تکیه کند و از او حمایت بگیرد. این تکیهگاه به این معنا نیست که افراد به مراقبت دائم نیاز دارند، بلکه بیشتر به معنای داشتن یک پشتوانه عاطفی است که در لحظات سخت به آنها کمک کند.
نبودن تضاد فکری
چهارمین معیار برای یک رابطه سالم این است که هر دو نفر در بسیاری از موضوعات با یکدیگر همنظر باشند و تضاد فکری عمیق نداشته باشند. پنجمین معیار این است که آنها بتوانند از نظر روانی به یکدیگر تکیه کنند و نوعی همپوشانی روانی داشته باشند. اگر یک رابطه این پنج معیار را به خوبی داشته باشد، به عنوان یک رابطه سالم شناخته میشود. اما اگر هر کدام از این معیارها وجود نداشته باشد، آن رابطه به طور حتم آسیبزا و سمی تلقی میشود.
البته شدت آسیبزایی روابط در یک طیف متفاوت است. هر چه شدت سمی بودن رابطه بیشتر باشد، آسیبهایی که به فرد وارد میشود نیز بیشتر خواهد بود و نیاز به کمک از یک متخصص روانشناس ضروریتر میشود. گاهی اوقات افراد به خوبی میدانند که در یک رابطه آسیبزا هستند و ماندن در آن فقط به آنها آسیب میزند، اما نمیتوانند تصمیم خود را عملی کنند. این افراد به تدریج با ماندن در یک رابطه ناسالم، به سلامت روانی و جسمی خود آسیب میزنند.
روابط سمی چه روابطی هستند؟
روابط سمی به روابطی اطلاق میشود که در آن رفتارها و تعاملات بین دو نفر به جای حمایت و محبت، آسیبزا و منفی است. در این نوع روابط، ممکن است یکی یا هر دو طرف احساس ناامنی، ناامیدی و خستگی کنند و هیچ یک از طرفین نتوانند به درستی از نیازهای عاطفی یکدیگر حمایت کنند.
علت ماندن در یک رابطه سمی چیست؟
بسیاری از افراد به دلایل مختلف در یک رابطه سمی میمانند. این دلایل شامل ترس از تنهایی، وابستگی عاطفی، احساس کمارزشی، عادت به شرایط موجود و عدم اعتماد به نفس برای تغییر وضعیت است. گاهی اوقات افراد به خاطر امید به بهبود رابطه یا عدم تمایل به آسیب زدن به طرف مقابل نیز در این نوع روابط میمانند.
تکنیکهای خروج از آن کدام است؟
برای خروج از یک رابطه سمی، میتوان از تکنیکهای زیر استفاده کرد:
1. شناسایی رفتارهای سمی: ابتدا باید رفتارهایی که باعث آسیب میشوند را شناسایی کنید.
2. تعیین مرزها: مرزهایی برای خود تعیین کنید و به آنها پایبند باشید.
3. صحبت کردن با طرف مقابل:در صورتی که احساس کنید میتوانید، با طرف مقابل در مورد احساسات و مشکلات رابطه صحبت کنید.
4. کمک گرفتن از متخصص: مشاوره از یک روانشناس یا مشاور میتواند به شما در تصمیمگیری بهتر کمک کند.
5. ایجاد یک شبکه حمایتی: با دوستان و خانواده خود صحبت کنید و از حمایت آنها بهرهمند شوید.
6. تعیین یک برنامه خروج: یک برنامه مشخص برای خروج از رابطه داشته باشید و به آن عمل کنید.
قبل از بررسی رفتارهای آسیبزا، شناخت ویژگیهای یک رابطه سالم ضروری است. در روابط سالم، معیارهای مشخصی وجود دارد که به افراد کمک میکند تا روابط خود را ارزیابی کنند و بتوانند رفتارهای سمی را شناسایی و از آنها دوری کنند.
دلایل ماندن در رابطه اشتباه
نمیتوانید تصمیم به پایان دادن به رابطهتان را عملی کنید، چون:
1. ترس از ناشناختهها: از چیزهایی که بعد از جدایی ممکن است برای شما پیش بیاید میترسید.
2. شک به احساسات: با خودتان صادق نیستید و به احساساتی که دارید شک دارید.
3. ترس از قضاوت: نگرانید که خانواده، دوستان و جامعه شما را قضاوت کنند یا از شکست خوردن شما خوشحال شوند.
4. نگرانی برای طرف مقابل: نگرانید که طرف مقابل چطور با جدایی کنار بیاید.
5. احساس گناه: از اینکه در رابطه شکست خوردهاید، احساس شرمساری و گناه میکنید.
6. احساس مسئولیت: حس وفاداری و مسئولیت زیادی نسبت به طرف مقابل دارید و خوشحالی او برایتان اهمیت زیادی دارد.
7. وابستگی: به طرف مقابلتان وابسته هستید و از دلبستگی سالم به وابستگی ناسالم رسیدهاید.
8. ترس از آینده: ترس از تنها شدن و آینده شما را دچار اضطراب کرده است.
9. نگرانی از فرصتها: نگرانید که فرصتهای دیگری برای تجربه رابطه نداشته باشید.
10. سرمایهگذاری زیاد:زمان و انرژی زیادی برای این رابطه گذاشتهاید و به هر قیمتی میخواهید آن را ادامه دهید.
11. شک به خود: به لیاقت خود برای داشتن یک رابطه سالم شک دارید و به خاطر عزت نفس پایین، تحمل توهین و تحقیر را میکنید.
12. امید به بهبود: احساس میکنید که ماندن در این رابطه بالاخره روزی برایتان فایدهای خواهد داشت.
13. عدم اعتماد به نفس: به خاطر عدم اعتماد به نفس، ماندن در رابطهای که آسیبهایی دارد را ترجیح میدهید تا دچار اشتباه شوید.
در این مقاله به سوال “چگونه از یک رابطه اشتباه خارج شویم؟” پاسخ خواهیم داد. با بررسی این موارد، میتوانید در مورد رابطهتان فکر کنید و ارزیابی کنید که در کدام مرحله هستید و برای آینده رابطهتان نقشهای در نظر بگیرید.
مراحل خارج شدن از رابطه اشتباه
قدم اول
برای تصمیمگیری درست درباره روابطی که برای آیندهتان مهم هستند، باید کاملاً مسئولانه عمل کنید. این روابط نباید ساده یا بدون برنامهریزی برای آینده باشند. اگر شما در رابطهای هستید که نیاز به صرف وقت و انرژی زیادی دارد، باید درباره تصمیمات خود جدی باشید و نیازی نیست به کسی توضیح دهید یا به دنبال تأیید دیگران باشید.
بسیاری از افرادی که در روابط سمی گرفتار شدهاند، به خودشان اعتماد ندارند و در نتیجه دچار افسردگی یا اضطراب میشوند. آنها تلاش میکنند با ماندن در رابطه، به دیگران ثابت کنند که تصمیمشان درست بوده، اما این فقط مشکلات را بیشتر میکند. در چنین شرایطی، مهم است که با یک روانشناس صحبت کنید تا در فرآیند جدایی به شما کمک کند. اگر بعد از مشاوره به این نتیجه رسیدید که باید رابطهتان را تمام کنید، سریعاً و بدون مقدمهچینی این کار را انجام دهید.
قدم دوم
به معنی و مفهوم “لیاقت” فکر کنید. این کلمه برای شما چه معنایی دارد؟ شما چه حقوقی دارید و خود را شایسته چه چیزهایی میدانید؟ لیاقت به سطح سواد ربطی ندارد، بلکه به آگاهی و شناخت شما از خودتان مربوط است. اگر نیازهای عاطفی و روانی شما در یک رابطه تأمین نشود، عشق کافی نخواهد بود و شما بهانههایی برای ماندن در رابطه پیدا میکنید.
قدم سوم
بپذیرید که طرف مقابل تغییر نخواهد کرد. اگر بعد از مشاوره و راهکارهای درمانی هیچ تغییر مثبتی مشاهده نکردید، نباید برای ماندن در رابطه دلیلتراشی کنید. اگر در گذشته تغییرات مثبتی ندیدید، چطور میتوانید انتظار داشته باشید که در آینده تغییرات اساسی رخ دهد؟ برای خودتان حد و مرز مشخص کنید و آن را به عنوان نقطه پایانی رابطه در نظر بگیرید.
قدم چهارم
از پذیرش شرایط ناخوشایند فعلی فرار نکنید. پذیرش واقعیت و مقصریابی نمیتواند کمکی به شما کند. در هر رابطهای، هر دو طرف مقصر هستند. ابتدا نقش خود را در ایجاد شرایط نامناسب بشناسید و سپس سعی کنید اشتباهات خود را اصلاح کنید. اگر تلاش کردید اما طرف مقابل هیچ تلاشی نکرد، این نشانهای است که رابطه به پایان رسیده است.
قدم پنجم
تمام راههای ارتباطی با طرف مقابل را قطع کنید. باید مطمئن شوید که هیچ دسترسی به یکدیگر ندارید، از جمله شماره تلفنها و شبکههای اجتماعی. اگر به یادآوری تصاویر و خاطرات مشترک ادامه دهید، احتمال برگشتن به رابطه افزایش مییابد. قطع همه راههای ارتباطی برای جلوگیری از بازگشت به رابطه ضروری است.
قدم ششم
نقاط ضعفی را که باعث ورود شما به این رابطه سمی شدهاند شناسایی کنید. به این فکر کنید که چرا به چنین فردی جذب شدهاید و چه آسیبهایی را متحمل شدهاید. شناسایی این آسیبها به شما کمک میکند تا در آینده از فرصتها بهتر استفاده کنید. اگر به این آسیبها توجه نکنید، ممکن است در روابط آینده نیز با مشکلات بیشتری مواجه شوید.
قدم هفتم
بدانید که در هر سن و موقعیتی فرصت برای دوست داشتن و دوست داشته شدن وجود دارد. اشتباهاتی مانند “دیگر دیر شده” یا “کی دیگر به من توجه میکند” شما را در رابطهای ناسالم نگه میدارد. همیشه برای همه افراد فرصت وجود دارد اگر رفتار معقولی داشته باشند.
قدم هشتم
برای خارج شدن از شرایط ناخوشایند فعلی، به دنبال راهحلهای سریع و موقتی نباشید. برخی افراد برای اینکه راحتتر با درد جدایی کنار بیایند، به سرعت وارد یک رابطه جدید میشوند. این کار نوعی پناهندگی عاطفی است که ممکن است باعث شود فکر کنند دردشان کمتر میشود، اما این رفتار میتواند دو آسیب بزرگ برایشان ایجاد کند:
۱) در حالی که هنوز در حال تجربهی درد جدایی هستید، نمیتوانید انتخاب درستی داشته باشید. بنابراین ممکن است دوباره اشتباه کنید.
۲) حتی اگر فرد مناسبی را انتخاب کنید، به دلیل اینکه هنوز آسیبهای قبلیتان درمان نشده، نمیتوانید از شایستگیهای او درست درک کنید و باز هم ممکن است مرتکب خطا شوید، که در نتیجه شانسهای آیندهتان را از دست میدهید.
بنابراین بهتر است زمانی را برای درمان خود اختصاص دهید و برای رفع نقاط ضعف شخصیتیتان از یک روانشناس کمک بگیرید.
قدم نهم:
به یاد داشته باشید که هیچکس را نمیتوانید به هیچ دلیلی کنترل کنید. پس از تلاش برای کنترل دیگران برای کاهش اضطراب خود دست بردارید. تنها چیزی که میتوانید به خوبی کنترل کنید، رفتار و منش خودتان است. از خودتان بپرسید: «در مواجهه با شرایط مختلف، چطور میتوانم طوری رفتار کنم که به نفع خودم، افراد اطرافم و جامعه باشد؟»
قدم دهم:
ترک کردن همیشه کار سختی بوده و هست. هیچکس نمیتواند به شما بگوید که این کار آسان خواهد بود. روابط سمی ممکن است با دعوا و درگیری همراه نباشند؛ بلکه میتوانند به ظاهر عاشقانه و در عین حال آسیبزننده باشند. یادآوری خاطرات مشترک میتواند دردناک باشد. به همین دلیل در مراحل قبلی تاکید شد که بلافاصله وارد رابطه جدید نشوید. ممکن است شما به کمک حرفهای برای درمان آسیبهای موجود نیاز داشته باشید. این کمک میتواند شامل مشاوره از یک روانشناس و یا داروهای مناسب باشد. از روشهای مختلف درمانی استفاده کنید تا بتوانید ذهنتان را آرام کنید. به یاد داشته باشید که درد جدایی طبیعی است و نباید از آن فرار کنید. آن را بپذیرید و در زمان مناسب کمک حرفهای بگیرید.
این ده قدم میتواند به عنوان راهنمایی برای شما در مسیر جدایی با حداقل آسیب عمل کند. ارزش عاطفی هر فرد فرصتی است که نباید با مشکلات، فحاشی، خیانت و داستانهای ناخوشایند از دست برود. اگر متوجه شدید که آسیبهای رابطه قابل جبران نیست، به خود و طرف مقابلتان فرصت دهید تا از یک رابطه ناکارآمد خارج شوید. اگر هر دو نفر به بلوغ فکری لازم رسیده باشند، میتوانند بهطور بالغانه تصمیم بگیرند که این رابطه دیگر برایشان مفید نیست و به این ترتیب فرصتی برای خروج با کمترین آسیب را برای یکدیگر فراهم کنند.






