فهرست محتوا
- 1 انواع اختلال دو قطبی
- 2 بیماری دوقطبی یا بیماری شیدایی
- 3 علائم دوره شیدایی
- 4 علائم افسردگی اساسی
- 5 دلایل اختلال دوقطبی
- 6 علائم اختلال دو قطبی در زنان
- 7 علائم اختلال دو قطبی در مردان
- 8 علت اختلال دوقطبی چیست؟
- 9 درمان اختلال دو قطبی
- 10 راههای تشخیص بیماری دوقطبی
- 11 درمان بیماری دوقطبی چقدر طول میکشد؟
- 12 روان درمانی برای درمان اختلال دوقطبی
- 13 داروهای درمان دوقطبی
اختلال دوقطبی (Bipolar Disorder) یک بیماری روانی است که باعث میشود فرد بین دو حالت افراطی تغییر کند: افسردگی و هیجانزده.
در دوران افسردگی، فرد ممکن است احساس ناراحتی شدید کند، زیاد گریه کند، علاقهای به فعالیتهای روزمره نداشته باشد و افکار منفی داشته باشد. در مقابل، در دوران هیجانزده، فرد احساس شادی شدید میکند، به طور غیرعادی فعال و پرانرژی میشود و ممکن است رفتارهای پرخاشگرانه یا خطرناک از خود نشان دهد.
اختلال دوقطبی تقریباً ۱ تا ۲ درصد از مردم را تحت تأثیر قرار میدهد، اما نوع خفیف آن بسیار بیشتر از این آمار است. در واقع، بسیاری از افراد به نوع خفیف این بیماری مبتلا هستند. اگر این بیماری بهموقع درمان نشود، میتواند بسیار آسیبزننده باشد و به عنوان یکی از شایعترین علل ناتوانی در جهان شناخته میشود. اختلال دوقطبی ناشی از ضعف شخصیتی یا نامتعادل بودن فرد نیست؛ بلکه یک بیماری واقعی است که قابل درمان است.
این تغییرات شدید میتواند مشکلات زیادی در زندگی اجتماعی، خانوادگی و شغلی فرد ایجاد کند.
انواع اختلال دو قطبی
اختلال دوقطبی به طور کلی دو نوع اصلی دارد:
1. اختلال دوقطبی نوع ۱: در این نوع، فرد به طور مکرر دچار دورههای شدید مانیا (حالت هیجانزده و پرانرژی) و افسردگی میشود. معمولاً دورههای مانیا بیشتر از دورههای افسردگی است.
2. اختلال دوقطبی نوع ۲: در این نوع، فرد دچار دورههای افسردگی و دورههای هیجانزده (اما به مراتب کمتر از نوع ۱) میشود. حالت افسردگی در این نوع بیشتر از حالت هیجانزده است.
علاوه بر این، اختلال دوقطبی مختلط وجود دارد که در آن فرد همزمان دچار علائم افسردگی و مانیا است.
بیماری دوقطبی یا بیماری شیدایی
اختلال دوقطبی یک نوع بیماری است که بر روی رفتار و خلق و خوی فرد تأثیر میگذارد. در این بیماری، افراد در دورههایی احساس انرژی بسیار بالا و شادی غیرطبیعی دارند یا به طور غیرعادی ناراحت و افسرده میشوند. تغییرات خلقی طبیعی است، اما در اختلال دوقطبی این تغییرات بسیار شدید و غیرعادی هستند.
در حالت مانیا یا شیدایی، فرد انرژی زیادی دارد و خوشحال است، در حالی که در حالت افسردگی، فرد بسیار ناراحت و کمانرژی است. این تغییرات میتواند باعث مشکلاتی در روابط و زندگی روزمره فرد شود. وقتی فرد در حالت شیدایی است، ممکن است فعالیتهای زیادی انجام دهد و وقتی در حالت افسردگی است، حتی انجام کارهای عادی هم برایش سخت شود.
اختلال دوقطبی همیشه به شکل شدید بروز نمیکند؛ بسیاری از افراد به طور خفیفتر با تغییرات خلقی مواجه هستند. این نوع خفیف اختلال ممکن است تأثیر زیادی بر روی زندگی روزمره فرد نداشته باشد، اما همچنان مهم است که مدیریت شود.
علائم دوره شیدایی
در دورههای شیدایی، فرد ممکن است علائم زیر را تجربه کند:
1. احساس شادی و تحریکپذیری زیاد: خلق و خوی فرد به طور غیرعادی بالا و عصبی میشود.
2. اعتماد به نفس بالا و خودبزرگبینی: فرد ممکن است احساس کند که فوقالعاده است و تواناییهای ویژهای دارد.
3. کمبود خواب: فرد به طور قابل توجهی کمتر از حد معمول میخوابد (مثلاً فقط ۲-۳ ساعت در شبانهروز) و احساس نیاز به خواب ندارد.
4. حرف زدن زیاد: میل زیادی به صحبت کردن و برقراری ارتباط با دیگران پیدا میکند.
5. مشکل در تمرکز: توجه و تمرکز فرد به راحتی منحرف میشود.
6. افکار سریع و پرت شدن از موضوعات: افکار به سرعت تغییر میکنند و فرد احساس میکند که نمیتواند روی یک موضوع متمرکز شود.
7. درگیری در فعالیتهای لذتبخش: فرد ممکن است به طور مفرط در فعالیتهایی مانند خرید، رابطه جنسی، یا شرطبندی مشغول شود.
8. کاهش عملکرد در کار، تحصیل و زندگی خانوادگی: همه این علائم میتواند باعث کاهش شدید عملکرد فرد در زمینههای شغلی، تحصیلی و خانوادگی شود.
علائم افسردگی اساسی
در دورههای افسردگی، فرد ممکن است با علائم زیر روبرو شود:
1. خلق افسرده: فرد احساس ناراحتی و عدم لذت از فعالیتها و چیزهای قبلاً خوشایند را تجربه میکند.
2. احساس ناامیدی و بیارزشی: فرد ممکن است احساس کند که بیفایده و افسرده است.
3. مشکل در خواب: فرد ممکن است مشکل در خوابیدن، بیدار شدن در صبح یا پرخوابی داشته باشد.
4. تغییرات در اشتها و وزن: فرد ممکن است به طور قابل توجهی وزنش کم یا زیاد شود.
5. مشکل در تمرکز: فرد در تمرکز و تفکر دچار مشکل میشود.
6. کندی یا بیقراری روانی و حرکتی: فرد ممکن است احساس کند که حرکات و تفکراتش کند شده یا بیقرار است.
7. خستگی و انرژی پایین: فرد احساس خستگی بیش از حد و کمبود انرژی میکند.
8. احساس گناه و بیارزشی: فرد ممکن است احساس کند که بیارزش است و احساس گناه داشته باشد.
9. افکار درباره مرگ و خودکشی: فرد ممکن است به فکر مرگ یا خودکشی بیفتد.
اگر دورههای افسردگی یا شیدایی شدید شوند، ممکن است علائم روانپریشی نیز بروز کنند. علائم روانپریشی شامل باورهای نادرست و قوی (هذیان) و شنیدن یا دیدن چیزهایی که وجود ندارند (توهم) است.
ژنتیک:
وجود ژنهای خاص میتواند احتمال ابتلا به اختلال دوقطبی را افزایش دهد، اما این تنها دلیل نیست. مثلاً ممکن است در یک خانواده، تنها یکی از خواهران یا برادران دچار اختلال دوقطبی شود در حالی که دیگر اعضا سالم باشند. اگر فردی در خانواده دچار اختلال دوقطبی باشد، احتمال ابتلای دیگر اعضای خانواده بیشتر است، اما این به این معنی نیست که همه اعضا حتماً به این اختلال دچار خواهند شد.
ساختار مغزی:
تحقیقات نشان دادهاند که ساختار مغز افرادی که دچار اختلال دوقطبی هستند، با مغز افراد عادی تفاوتهای زیادی دارد. بهویژه، ضخامت قشر مغز در برخی نقاط در این افراد نازکتر و آسیبپذیرتر است. همچنین، افرادی که دوقطبی هستند، در دورههای شیدایی و افسردگی ممکن است ضعفهای ادراکی را تجربه کنند.
اضطراب و ترس:
اضطراب و نگرانیهای روانی از عوامل مهم بروز اختلال دوقطبی هستند. افرادی که تحت استرسهای زیاد قرار دارند، بیشتر در معرض ابتلا به این اختلال هستند. محیط خانواده نیز نقش مهمی دارد؛ اگر خانواده محیطی پر از اضطراب باشد، احتمال بروز اختلال دوقطبی در افراد افزایش مییابد.
دلایل اختلال دوقطبی
همانطور که بالاتر نیز اشاره کردیم، اختلال دوقطبی نوعی تغییر رفتاری-خلقی است که در سطح انرژی افراد تغییراتی غیرعادی به وجود میآورد این بیماری که در گذشته به عنوان جنون افسردگی نیز شناخته میشد، نوعی اختلال مغزی-رفتاری است که تغییرات شدید در سطح انرژی فرد منجر به مختل شدن امور روزانه میشود.
اختلال دوقطبی معمولا در دوران جوانی و آغاز بزرگسالی روی میدهد. طبق آمار عمدتا افراد دوقطبی از ۲۵ سالگی علائم شایعی ازخود نشان میدهند که به مرور زمان بیشتر میشود. بیماری دوقطبی بودن تمام شدنی نیست و تا ابد همراه فرد خواهد بود. این به آن معنا نیست که غیر قابل درمان است، اما اگر به موقع درمان نشود، ممکن است عواقب جبران ناپذیری به همراه داشته باشد.
دلیل خاص و واحدی برای بروز اختلال دوقطبی وجود ندارد. همواره مانند سایر بیماریهایی از این دست، زنجیرهای از دلایل میتواند منجر به بروز اختلال دوقطبی شود. در ادامه به بررسی دلایل بروز اختلال دوقطبی در افراد میپردازیم.
علائم اختلال دو قطبی در زنان
زنان و مردان میتوانند به اختلال دوقطبی مبتلا شوند، اما علائم این اختلال در آنها ممکن است متفاوت باشد. برای زنان، ویژگیهای زیر رایجتر است:
– معمولاً این اختلال در سنین ۲۰ تا ۳۰ سالگی تشخیص داده میشود.
– دورههای شیدایی ممکن است خفیفتر از مردان باشد.
– بیشتر دورههای افسردگی نسبت به دورههای شیدایی تجربه میشود.
– ممکن است در طول یک سال، چهار بار یا بیشتر دچار مانیا و افسردگی شوند.
– زنان ممکن است به طور همزمان با مشکلات دیگری مانند بیماری تیروئید، چاقی، اختلالات اضطرابی و میگرن نیز روبهرو شوند.
– خطر ابتلا به اختلال مصرف الکل در طول زندگی آنها بیشتر است.
علائم اختلال دو قطبی در مردان
زنان و مردان هر دو میتوانند علائم مشابهی از اختلال دوقطبی را تجربه کنند، اما برخی از علائم در مردان ممکن است متفاوت باشد. مردان مبتلا به این اختلال ممکن است:
– در نوجوانی یا اوایل زندگی دچار این اختلال شوند.
– دورههای شیدایی شدیدتری را تجربه کنند.
– مشکلاتی مانند مصرف مواد مخدر داشته باشند.
– متأسفانه، مردان ممکن است کمتر از زنان برای دریافت درمانهای پزشکی اقدام کنند و بیشتر در معرض خطر خودکشی قرار داشته باشند.
علت اختلال دوقطبی چیست؟
علت اختلال دوقطبی بهطور کامل مشخص نیست، اما نقش ژنتیک در آن بسیار مهم است. اختلالات ژنتیکی میتوانند باعث مشکلات هورمونی در مغز شده و موجب نوسانات خلقی شوند.
عوامل محیطی نیز میتوانند این بیماری را تشدید کنند، مانند استرس، تجربههای آسیبزا، و مشکلات فردی.
افراد با اختلالات شخصیت قبلی یا کسانی که به مصرف مواد مخدر یا داروهای خاص (مثل استروئیدها) روی میآورند، بیشتر در معرض ابتلا به اختلال دوقطبی هستند.
درمان اختلال دو قطبی
درمان اختلال دوقطبی شامل چندین روش مختلف است که معمولاً با هم استفاده میشوند. این روشها شامل موارد زیر است:
1. داروها: داروهای روانپزشکی مانند ضدافسردگیها و ضدروانپریشیها برای کنترل علائم بیماری تجویز میشود.
2. تغییرات سبک زندگی: تغییرات مانند تغذیه سالم، ورزش منظم، و مدیتیشن میتواند به بهبود وضعیت فرد کمک کند.
3. مشاوره و رواندرمانی: مشاوره به فرد کمک میکند تا احساسات و تفکرات خود را مدیریت کند و روابط اجتماعی خود را بهبود بخشد.
4. درمانهای جایگزین: شامل روشهایی مثل طب سنتی و آروماتراپی میشود.
مهم است که درمان اختلال دوقطبی به صورت شخصی و متناسب با نیازهای هر فرد تعیین شود، زیرا ممکن است برخی روشهای درمانی برای همه مؤثر نباشند.
راههای تشخیص بیماری دوقطبی
تشخیص اختلال دوقطبی ممکن است گاهی سخت باشد. بهخصوص وقتی فردی فقط به خاطر افسردگی به پزشک مراجعه کند و هیچ سابقه خانوادگی نداشته باشد. اگر پزشک اشتباه کند و بیماری را به عنوان افسردگی تکقطبی تشخیص دهد و داروهای ضدافسردگی تجویز کند، ممکن است فرد بهطور ناگهانی وارد فاز شیدایی یا مانیا شود. در این حالت، فرد ممکن است احساس انرژی زیاد و سرخوشی کند و حتی از وضعیت خود خوشحال باشد.
در چنین شرایطی، مهم است که اطرافیان فرد به تغییرات حالت او توجه کنند و هر چه سریعتر به پزشک اطلاع دهند. پزشک باید داروهای ضدافسردگی را متوقف کند و داروهای مناسب برای درمان اختلال دوقطبی را تجویز کند تا وضعیت فرد به درستی مدیریت شود.
تشخیص اختلال دوقطبی معمولاً از طریق مصاحبه با روانپزشک و انجام تستهای خاص انجام میشود. در جلسه مشاوره، روانپزشک به جمعآوری اطلاعات زیر از بیمار میپردازد:
– علائم و نشانههای فعلی فرد
– سوابق شخصی و پزشکی گذشته
– تاریخچه خانوادگی
گاهی اوقات فرد ممکن است سالها از این بیماری رنج ببرد، اما به دلیل شباهت علائم با بیماریهای دیگر، بهدرستی تشخیص داده نشود. همچنین ممکن است فرد قبلاً فقط به خاطر افسردگی به پزشک مراجعه کرده و افسردگی تکقطبی تشخیص داده شده باشد. بیماریهای روانی دیگری که ممکن است همراه با شیدایی باشند و تشخیص را دشوار کنند شامل موارد زیر هستند:
- بیماری پانیک اتک
- وسواس
- اختلال پرخوری
- اعتیاد
- اختلال بیشفعالی(نقص توجه)
- اختلال شخصیت مرزی
درمان بیماری دوقطبی چقدر طول میکشد؟
درمان اختلال دوقطبی معمولاً طولانیمدت است و ممکن است برای تمام زندگی نیاز به پیگیری داشته باشد. این اختلال مزمن نیاز به مراقبت و درمان مداوم دارد. روشهای درمانی شامل داروهای تنظیمکننده خلق و روان، مشاوره روانشناختی و روانپزشکی، تغییرات در سبک زندگی و روشهای ترکیبی دیگر است.
مدت زمان درمان به شدت علائم، پیشرفت درمان، تعهد بیمار به درمان و همکاری با پزشک بستگی دارد. برخی افراد ممکن است نیاز به تنظیم داروها و درمانهای مختلف داشته باشند تا علائم بیماری را کنترل کنند.
بیماران باید بهطور منظم به پزشک خود مراجعه کنند، داروها را طبق دستور مصرف کنند و همکاری لازم را با تیم درمانی ادامه دهند تا بتوانند بیماری را بهتر مدیریت کنند.
روان درمانی برای درمان اختلال دوقطبی
رواندرمانی یکی از روشهای مهم در درمان اختلال دوقطبی است و میتواند شامل چندین نوع مختلف باشد:
– رواندرمانی شناختی: در این روش، فرد با کمک مشاورش، الگوهای فکری منفی و نادرست خود را شناسایی کرده و تغییر میدهد.
– رواندرمانی رفتاری: این روش به فرد کمک میکند رفتارهایی را که به بهبود وضعیتش کمک میکند، تقویت کند.
– رواندرمانی خانواده: در این روش، خانواده فرد هم در فرآیند درمان مشارکت میکند تا مشکلات مربوط به اختلال دوقطبی را شناسایی و حل کند.
– رواندرمانی گروهی: در این نوع، فرد با دیگران که به اختلال دوقطبی مبتلا هستند، در یک گروه گفتگو و تبادل تجربه میکند تا از تجربیات دیگران یاد بگیرد و بهبود یابد.
برای درمان مؤثر اختلال دوقطبی، مهم است که روش مناسب با توجه به نیازهای فرد انتخاب شود. در بسیاری از موارد، ترکیبی از این روشها میتواند به بهترین نتیجه برسد.
داروهای درمان دوقطبی
درمان اختلال دوقطبی با دارو به کنترل علائم بیماری کمک میکند، که شامل نوسانات خلقی مثل افسردگی و شیدایی است. داروهای مختلفی برای این هدف استفاده میشوند و هرکدام تأثیرات متفاوتی بر سیستم عصبی دارند.
برخی از داروهایی که در درمان اختلال دوقطبی به کار میروند شامل:
– لیتیوم: این دارو یکی از قدیمیترین و پرکاربردترین داروها برای پیشگیری از حملات دوقطبی است و به کنترل نوسانات خلقی کمک میکند.
– آنتیپسیکوتیکها: این دسته از داروها به کاهش تحریکپذیری مغز و کنترل علائم شیدایی و افسردگی کمک میکنند. داروهایی مانند کاربامازپین، لاموتریژین و والپروات در این گروه قرار دارند.
– آنتیدپرسانها: این داروها برای کاهش علائم افسردگی در اختلال دوقطبی استفاده میشوند. داروهایی مثل سرترالین، فلوکسیتین و بوپروپیون در این دسته قرار دارند.
پزشکان ممکن است داروهای دیگری مانند ضد اضطرابها، داروهای خوابآور یا داروهایی که بر روی هورمونهای مغزی تأثیر میگذارند نیز تجویز کنند، بسته به نیاز خاص هر بیمار.
بیشتر افرادی که اختلال دوقطبی دارند، حتی اگر وضعیتشان شدید باشد، با درمان مناسب میتوانند علائم خود را کنترل کنند و بهبودی پیدا کنند.
اختلال دوقطبی یک بیماری مزمن است که ممکن است دوباره بازگردد، بنابراین درمان معمولاً به صورت طولانی مدت انجام میشود تا از عود بیماری جلوگیری شود.
اگر بیمار با تیم درمانی همکاری کند، استرسهای محیطی را مدیریت کند، از داروها و مواد مخدر سوء استفاده نکند، و بیماریهای دیگر مانند اضطراب یا مشکلات اعتماد به نفس را نیز درمان کند، به همراه حمایت خوب از خانواده، میتواند زندگی طبیعی و خوبی داشته باشد.






